شيخ حسين انصاريان

26

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

و گمراهى كشيده و بين آنان و حقيقت تفرقه ايجاد كردند . من فكر نمىكنم مدّعيان عرفان در يونان و هند و ايران قديم از انبياى الهى خبر نداشتند ، چنان چه رؤساى صوفيّهء اهل تسنّن در عصر بنى اميّه و بنى عبّاس بى خبر از امامت امامان معصوم شيعه نبودند . ولى هواى نفس مدّعيان مكاتب عرفانى اجازه نداد مردم نيازهاى باطنى خود را به وسيلهء وحى بر طرف كنند ، چنان چه سردمداران صوفى گرى در عصر ائمه عليهم السلام اجازه ندادند مردم متوسّل به ولايت شده و از آن منبع تغذيه كنند . تأسّف بارتر اين كه هر روز در گوشه‌اى هوى پرستى ، با علم به نبوّت انبيا ، ادّعايى سر داد و در نتيجهء گرايش گروهى به او مكتبى به وجود آمد . تعداد اين مكتب‌ها به اندازه‌اى است كه تا كنون شمارهء دقيقى از آن‌ها به دست نيامده . در يك مجلّهء علمى خواندم كه در هندوستان فعلى بيش از پانزده ميليون مكتب كه قسمت عمده‌اى از آن مدّعى عرفان است وجود دارد ! ! اگر مكاتب قديم يونان و اسكندريّه و ايران را هم به آن‌ها اضافه كنيم معلوم نيست چه عددى شود . قواعد آن مكتب‌ها از آن جا كه ساخته و پرداختهء فكر محدود بشرى است نه اين كه سود چندانى براى دنيا و آخرت مردم نداشت بلكه از جهاتى براى انسان و انسانيّت ضرر به بار آورد . آگاهان راه ، علماى عامل ، سالكان طريق ، عارفان عاشق و خلاصه آنان كه صد در صد مورد قبول شرع مطهّرند ، اگر از عرفان دم مىزنند ، اگر به عارفان دعوات مىكنند ، مقصود عرفان محصول يونان و هند و ايران و اسكندريّه نيست ، بلكه عرفانى كه آنان مىگويند حقايق قرآنيّه و دعاهاى ملكوتيّه و روايات باب معارف